۱۳۹۴ فروردین ۱۶, یکشنبه

کتابهای تاریخی کنونی ایران اسلامی

تاریخی که فقط دو دوره می شناسد : عصر شکوفایی بدون خطا و پر شکوه اسلامی و عصری که در آن اسلام فقط نقش قربانی دارد ، فاصله بین این دو عصر هم فقط یک گام تاریخی است.
در کتب تاریخ چاپ شده در ایران کنونی جز یک قضاوت یک جانبه و مشوش و گمراه کننده مطلب آموزنده دیگری یافت نمیشود . به خصوص آن دسته از کتب که به تاریخ اسلام  و جهان اسلام پرداخته ، ذهن خواننده را از واقعیت کاملا دور میکند و آن چرا که به نفع جهان اسلام میباشد را به خواننده القا میکند .
بطور معمول مطالب این کتب این چنین میباشد :
دستاوردهای فرهنگ اسلام: که با آب و تاب به ستایش آن پرداخته و همه را از نعمات اسلام و معجزات قران و تحقیقات دانشمندان مسلمان در قران و استمرار آنان در عبادت و اجرا فرامین اسلامی میشمارد و همه دانشمندان را مطیع فرامین الهی معرفی میکند که در سایه اسلام به چنین درجه ای رسیدند .
در برخی دیگر به تمدن مدرن اروپا پرداخته و آنها را از زوایایی چون  پزشکی ، فلسفه، ریاضی و ادبیات بررسی میکند و همه را مدیون مسلمانان میدانند.
برخی در یک لیست بلند وبالا، به عواملی که باعث تضعیف فرهنگ پر شکوه اسلامی شدند می پردازند و از جنگهای صلیبی قرون وسطی میانه و قساوت غرب ، و به گونه ای بسیار اغراق آمیز اشغال اورشلیم توسط صلیبیون که به صغیر و کبیر رحم نکردند می پردازند.
صحنه ای که در این کتب از تهاجم به مسجد الاقصی توسط اشغالگران مسیحی آمده ، بیشتر شبیه یک فیلم ترسناک است ، در این جا مسلمانان برای نجات خود از دست جنگجویان مسیحی به مسجد پناه میبرند . ولی کفار نیز وارد مسجد میشوند وهمه را از دم تیغ میگذرانند . اینگونه شرح داده میشود که هفتادهزار نفر قربانی این جنایت شدند ، بطوریکه اشغالگران تا زانو در خون قرار گرفتند . صرف نظر ازاین پرسش که آیا چنین صحنه ای در واقعیت رخ داده است یا خیر! 
متاسفانه جهت گیری در نظام تحقیقاتی و نوشتاری ایران اسلامی چنین است .هدف طرح این پرسش گمراه کننده که در ذهن خواننده است  :"قساوت صلیبیون ،به هنگام هجوم به مسجد تا چه حد بوده است ؟". 
جالب اینجاست که واژه صلیبیون ( صلیب به دستان ) که امروزه بکار برده میشود ، یک واژه نوین است . به هنگام جنگهای صلیبی (۱۰۹۶ تا ۱۲۹۱ میلادی ) اعراب آنها را فرانک ها(Ferenca) مینامند. که در فارسی فرنگی ها عنوان شده است. 
گاهی این کتب به استعمار اختصاص یافته که در مورد غارت از منابع جهان اسلام صحبت میکند وآنرا باعث بازداشته شدن از رشد فرهنگی طی چندین قرن دانسته است . 
نهایتا کتبی نیز در مورد قضیه دولت اسرائیل و حکومت آن صحبت و بررسی می کند که طبعا به عنوان پیامد توطئه ی غربی ها و امپریالیسم در جهان اسلام به آن نگاه کرده و آنرا از دیدگاهی دستاورد شیطان میشمارد .
نکته مهم اینجاست که از آخرین سال جنگهای صلیبی  در قرن ۱۸ - حدود ۵۰۷ سال- و شکافی که بین جهان اسلام و اروپا بوجود آمده متن معتبری موجود نمی باشد . همچنین جنگهایی را که مسلمانان  آغازگر آن بودند را "فتح" یا گشایش و با سفارش " خدا" و بقیه جنگها را "غزوه" به معنای تهاجم و غارت یاد کردند. 
از طرفی ، امپراتوری عثمانی  را که بیشترین انحاط را بین اعراب  و اروپا باعث بود ، در تاریخ کمرنگ و همچنین حمله مغول که خلافت اسلامی در بغداد رابرچیده بود ، کمرنگتر  نشان داده است . چرا که عثمانیها و مغولها اکنون قدرتهای بزرگی در دنیا نیستند و فقط مورد تهاجم غربیها میباشند . 
به هر جهت ، انتشارات ایران کنونی مطلب معتبرو قابل استنادی موجود نیست و با توجه به چنین منابعی توقعی هم نمیتوان از آگاهی و مطلع بودن و روشنی ذهن خواننده های ایران اسلامی داشت . مگر آنکه برحسب اتفاق خواننده به منبع موثقی دست یافته باشه که به دنبال واقعیت در منابع معتبر جهانی و کهن ایرانی بگردد. 

هیچ نظری موجود نیست: